سلام به همه دوستان عزیز پرشینی خودم
سال نو رو به همه شما عزیزانم تبریک میگم و امیدوارم سالی سرشار از بهترینها
رو پیش رو داشته باشید 
سالی که در دنیای مجازی نوبت شماست 

باشد که بهارتان خوش باشد
..........................................................................
پ.ن 1 : عید مبارک 
پ.ن 2 : شاید تصمیم گیری 
پ.ن 3 : اما اینبار متفاوت 
با تشکر
نگار نیک نفس
فروردین ماه 1391
سلام به همه دوستان عزیز پرشینی خودم
امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه که البته میدونم هست 
بعد از این همه مدت به روز نکردن وبلاگم شاید امروز بهترین روزی هستش که میتونم با
یه انرژی مثبت این کار رو انجام بدم 
بله بله بله
بهترین خبر امروز برنده شدن جایزه اسکار برای فیلم جدایی نادر از سیمین هستش 
واقعا از صمیم قلبم :
تبریک میگم به آقای اصغر فرهادی 
تبریک میگم به بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین 
تبریک میگم به همه شما دوستان خوبم 
و تبریک میگم به ایران و ایرانی 

خیلی دوست دارم از حس و حالم بنویسم ، با اینکه نتونستم برنامه رو زنده ببینم
و دقیقا از ساعت 4 هم بیدار بودم و میخواستم به ملیکا بگم که بهم حتما زنگ بزنه
و نشد که بگم و از قضا بهنامترین بهم خبرش رو داد که خیلی ازش ممنونم
، اما
واقعا خوشحالم خیلی خیلی خوشحالم ، به نظرم ادامه این پست رو اختصاص بدم به
حرفهای آقای فرهادی در زمان دریافت جایزه اسکار بهتر باشه:
سلام به مردم خوب سرزمینم (به زبان فارسی)
در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا میکنند و همگی خوشحال هستند؛
نه به خاطر اهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از
جنگ صحبت میکنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل میشود، نام کشورم
ایران در این جا با فرهنگ و تمدن بینظیرش برده میشود. فرهنگ غنی و باستانی
کشورم زیر گرد و غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را
به مردم کشورم تقدیم میکنم؛ مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام
میگذارند و هر گونه خصومت و خشمی را خوار میشمارند.
توجه : دوستان عزیز برای ثبت پیام یادبود خود برای اصغر فرهادی عزیز به سایت
اولین اسکارمراجعه کنید
..............................................................................
پ.ن 1: به امید خبرهای خوب 
پ.ن 2: دنیای این روزهای من با ... 
پ.ن 3: بوی عید میاد 
با تشکر
نگار نیک نفس
اسفند ماه 1390
سلام به همه دوستان عزیز پرشینی خودم
چهارشتبه 14 دی ماه 1390
شاید با این حالتی که دارم این پست رو مینویسم خیلی برای خودمم تعجب برانگیز
باشه ، چون همیشه پستام رو خیلی دقیق و سر فرصت و مهمتر اینکه پشت سیستم
خودم از تو خونه باید بنویسم اما الآن ...
بزارید آخر سر بگم کجام و دارم وبلاگم رو به روز میکنم که صد البته قابل حدس
هم هست !
معمولا روال وبلاگمم اینطوریه که باید یه اتفاقی پیش رو باشه که بیام پست بزنم
یا بعدش بیام و گزارشش رو بزارم اما این دفعه قصد چنین کاری ندارم !
یه دفعه هم که شده میخوام پست وبلاگم رو برای گفتن حرفای دیگه ای بزارم .
به آخرین به روز رسانی وبلاگم نگاه میکنم میبینم 7 آذر بوده ، به آمار وبلاگم نگاه میکنم
میبینم چقدر افت کرده ، به نظراتی که ندارم خیره میشم و دلم میسوزه 
خیلی از وبلاگم که دنیای منه دور شدم ، وبلاگی که همیشه دغدغه به روز شدن
سر موقعش رو داشتم ، اما حالا انقدر درگیر شدم که وبلاگم فقط شده جایی برای
سر زدن که شاید کامنتی باشه و شاید نباشه .
امروز دلم برای وبلاگم شدیدا تنگ شد ، شاید مسخره باشه به نظرتون ، اما وبلاگ
آدم بخشی از زندگی آدمه پس حق اینو داره که دلتنگش باشیم .
خیلی این چند وقت درگیر بودم و هستم و خواهم بود .
که شاید خستگیهایی رو هم برام به همراه داشته اما همیشه و همیشه اگر یادتون
باشه گفتم و میگم : نگار دختر روزهای سخت ! 
پس میگم این روزها هم جزو همون روزاست و باید من ازش سربلند بیرون بیام .
نمیخوام ناله کنم و گریه زاری راه بندازم که آی فلان و بیساره ، نه اصلا !
کلا میگذره و زندگی هم در همون جمله معروف : این نیز بگذرد ، خلاصه میشه .
یه ذره ادامه دادن این پست برام سخت شده !
نمیدونم از روزهایی که گذشت بگم که همشون توی وبلاگ فنز هست و تکراری
میشه ، اما خب یه سریاشم نبوده !
دوست دارم بشینم اسم همه دوستام و تک تک بنویسم و براشون یه یادگاری باقی
بزارم اما میترسم اسم یکیشون از قلم بیفته وشرمندش بشم 
این روزها هم فراموشی گردن ذهن مارو بد گرفته و ول کن هم نیست !
( در اینجا این پست ناتمام می ماند زیرا مجبورم که بروم ! بله اینجا دفتر
پرشبن بلاگ است و آخرین تایم کاری و خدا عالم است ادامه این پست کی نوشته شود )
جمعه 16 دی ماه 1390
میام در مدیریت مطالب وبلاگم , میخوام کل مطلب قبلی رو دیلیت کنم 
دلم نمیاد میگم بزار ادامه پست رو با دو روز تاخیر بنویسم .
یه مسئله ای بدجور درگیرم کرده و کلا دغدغه ای شده برای من !
البته میدونم برای هممون هم شاید اتفاق افتاده باشه ولی گفتنش سخته یا لااقل برای من سخته
که میخوام اصلاحش کنم و اونم گفتن کلمه نه ! هستش .
خیلی میخوام یادبگیرم و تمرین کنم که بتونم به دیگران نه بگم اما نمیدونم میتونم یا نه !
چون همیشه توی رودربایستی قرار گرفتم و کاری رو انجام دادم و بدون در نظر
گرفتن قدرت تواناییم که بعضی جاها کم آوردم و باز با چنگ و دندون ادامه دادم .
اما خب از این به بعد نمیخوام اینجوری باشه برای همین این موضوع رو توی وبلاگم
مطرح کردم که همیشه ببینمش و اگر باز اومدم یادم بمونه من حداقل به خودم و وبلاگم
قول دادم که نه گفتن رو یاد بگیرم .
یعنی من میتونم ؟؟؟
( بله و اینجا تخت من است که رویش نشسته و پست مینویسم )
و چقدر باز هم سخت است ادامه دادن این پست در حالی که دنیایی از حرف در گلویم
نشسته و من طاقت گفتنش را ندارم ...
هیچ وقت اول موضوع پستم را مشخص نمیکنم تا تمام شود و بعد موضوع را مینویسم
اما الآن که به موضوع وبلاگم نگاه میکنم میبینم از دو روز قبل موضوع را نوشته و
اینبار خواستم متفاوت باشد که بود ...
که صد البته برای خودم بود و هست 
فقط میدونم هنوزم وبلاگم دنیای دوست داشتنی من است که تحمل این همه دغدغه های
من رو داره و با جون و دلش اونهارو در خودش جای میده 
پس من میدانم که خوب میدانم : من وبلاگم را دوست دارم 
...................................................................................
پ.ن 1 : دنیای این روزهای من پر از دغدغه است 
پ.ن 2 : دغدغه های تمام ناشدنی 
پ.ن 3 : فریاد رسی این روزگاران را 
با تشکر
نگار نیک نفس
دی ماه 1390
بوی محرمش میاد و خیمه و پرچمش میاد
فرشته از تو آسمون برای ماتمش میاد 
سلام به همه دوستان عزیز پرشینی خودم
فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
رو خدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم و امیدوارم که عزاداریهاتون مورد قبول
حضرت حق و صاحب این ماه باشه .

در این ایام تنها خواهشی که ازتون دارم این هستش که تمام مریض هارو از ته قلبتون
دعا بکنید و همگی از خدا بخوایم که تمام مریض هارو شفا بده
اگرهم ته دعاهاتون جایی برای من موند برای منم دعا بکنید 
دوستان عزیزم همونطور که اطلاع دارید در آستانه روز جهانی فعالیتهای داوطلبانه
، «سلامت نیوز» ، نخستین پایگاه خبری در حوزه سلامت ، با همکاری باشگاه هواداران
پرشین بلاگ اقدام به راه اندازی کمپین اهدای خون به افراد نیازمند کرده است.
از علاقه مندان دعوت میشود تا با حضور نمادین در این مراسم ضمن فرهنگ سازی در
زمینه اهدای خون، در صورت تمایل به هموطنان نیازمند به خون یاری رسانند.

زمان : پنج شنبه 10 آذر ماه
ساعت : 11 صبح
مکان : خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، بالاتر از تقاطع طالقانی، شماره 99
از افرادی که شرایط اهدای خون را دارند تقاضا میشود که اصل کارت شناسایی (کارت
ملی،شناسنامه یاگواهینامه) خود را به همراه داشته باشند.
بچه ها نکته قابل توجه این هستش که لازم نیست حتما خون بدین ، تنها اینکه در این
حرکت نمادین حضور داشته باشید کافی هستش 
منتظر یکایک شما هستیم 
لینک مطلب : اهدای خون همراه با فنز پرشین بلاگ و سلامت نیوز
.....................................................................................................
پ.ن 1 : التماس دعا 
پ.ن 2 : عزاداریهاتون قبول 
پ.ن 3 : این روزها اما حال خوشی ندارم 
با تشکر
نگار نیک نفس
7 آذر 1390
درود بر همه شما پرشینی های عزیز
با برگزاری نمایشگاه رسانه های دیجیتال و حضور قدرتمند پرشین بلاگ در این نمایشگاه
, اینبار پرشین بلاگ در نمایشگاه مطبوعات نیز شرکت کرده است .
در هر دو نمایشگاه تمامی عزیزان پرشین بلاگی حضور پیدا کرده و غرفه پرشین بلاگ
هر روز از روز قبل بیشتر میزبان مهمانان بود 
اما در این دو نمایشگاه شاهد تفاوتهای بسیاری بودم که از قضا برگزار کننده این
نمایشگاهها گویا یک نهاد بوده , پس چرا این همه اختلاف رو باید شاهد باشیم ؟ 
البته همونطور که در بحث های مدیریتی داریم , مدیریت یعنی :
فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامهریزی، سازماندهی،
بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و
بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد .
اگر بنا بر این باشد که تمامی آیتم های مدیریتی رو مورد بررسی قرار بدم ، در نتیجه
باید طوماری از مشکلات و نقص ها رو ردیف کنم ، که خارج از حوصله هستش .
اما تنها به چند نکته اشاره میکنم :
در نمایشگاه قبلی برای تهیه یک میز و دو تا صندلی ! باید به چند نفر میسپردیم
که آی ترو خدا یه میز برای ما جور کنید و اون وسط هم باید از صد نفر امضا میگرفتیم
تا یه میز و دو تا صندلی بهمون بدن،اما این نمایشگاه به هر غرفه میز و چند تا صندلی دادن!
در نمایشگاه قبلی ، خبری از پک روزانه برای غرفه داران و دادن بن غذای روزانه نبود
اما این نمایشگاه به طور مرتب سرویس دهی این آیتم ها رو داره !
در نمایشگاه قبلی خبری از بن تخفیف خرید نمایشگاهی نبود ، اما این نمایشگاه
برای غرفه داران رقم قابل توجهی بن تخفیف تعلق گرفته !!
( و این در تعریف مدیریت یعنی بسیج منابع و امکانات ) 
در نمایشگاه قبلی برای بازدیکننده ها خبری از پذیرایی نبود ، اما این نمایشگاه
برای مخاطبین با درست کردن پاتوقی ، هم جهت مطالعه و هم جهت استراحت و
پذیرایی ، امکان رفاهی خوبی فراهم شده !
( و این یعنی سازماندهی ) 
در نمایشگاه قبلی این همه مسئولین از نمایشگاه بازدید نکردن ، اما در این نمایشگاه
شاهد حضور روزانه خیلی از مسئولین و هیئت همراه هستیم !!
( و این یعنی برنامه ریزی ) 
و خیلی از نکات ریز و درشت دیگه ای شاید گفتنش خارج از حوصله باشه .
شاید به نظر شما خواننده محترم گفتن این نکات خیلی مهم نباشه و حتی به تمسخر
به این پست نگاه بکنید ، اما برای تمامی کسانی که به صورت روزانه و مداوم در نمایشگاه
حضور دارند ، مشاهده این هم تفاوت و اختلاف بسیار حائز اهمیت هستش .
اگر برگزار کننده این دو نمایشگاه که با فاصله یک هفته ای از هم برپا شده ، یک
نهاد هست پس چرا باید این همه تفاوت مشاهده بشه ؟ 
مگر نه این است که رسانه های دیجیتال نسل آینده همین مطبوعات کاغذی هستند ؟
مگر نه این است که دولت ها به سمت دولت الکترونیک می روند ، پس برپا کردن بستر
مناسب از کجا باید آغاز شود ؟
برخی بر این نظرند که مطبوعات چون انعکاس بیشتری برای مردم خاص و عام دارند
در نتیجه توجه به آن مهمتر تلقی می گردد ، پس باید به قشر مطبوعاتی کشور بیشتر
توجه گردد ! 
در هر صورت یک نمایشگاه وقتی برگزار می شود باید صحنه ای برای ارز اندام
توانایی یک ملت باشد ، خاصه وقتی بین المللی باشد 
این نباشد که نمایشگاهها جایی برای نمایش باشد و پرونده اش بسته شاید تا سال دیگر !
مردمی که به خاطر این رسانه ها در این نمایشگاهها شرکت می کنند ، یعنی مردمی هستند
فرهنگی و جویای علم !
پس وقتی میتونیم این مردمی که ذهنشون آماده ی فرهنگ پذیری برای نسل های بعد باشد
را جذب کنیم ، چرا فراری بدهیم ؟ 
اینها واقعیتهایی است که شاید گفتنش بعدها برای خود بنده هم دردسر ساز باشه اما مهم
این هستش که شاید خوندن این مطلب برای یک نفر آگاهی ساز باشد .
این صحنه های نمایش را ، از نمایش دادن خارج سازیم و سوی فرهنگ سازی برویم !
............................................................................
پ.ن 1 : دروغ ! 
پ.ن 2 : شعور !! 
پ.ن 3 : شاید وقتی دیگر !!! 
با تشکر
نگار نیک نفس
آبان ماه 1390
← صفحه بعد
