انتظار

پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی دیر کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است!
خندید به سادگیم آیینه و گفت : او احساس پاک تو را زنجیر کرده است.
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی!
گفت : خوابی... سالهاست که دیر کرده است....
در آیینه به خود نگاه می کنم ....آه ... عشق او عجیب مرا پیر کرده است....
راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است!!!
اما من چه ساده...و چه خوش باور برای آمدنش به انتظار نشسته بودم... انتظاری عبث!
انتظار کار عاشقان است و من دلداده چه می کردم به جز انتظار؟
چشمانم هنوز به حلقه ی در خیره مانده اند ... نکند چشمانم خسته شوند ...نکند امشب هم خوابم ببرد ...
چه دیر پیدایش کردم ! قبل از این کجا بود؟ چطور گرفتارش شدم؟ چطور عاشقش شدم؟ چطور دلم را ربود؟
کی رفت؟ چرا رفت؟ کی می آید؟ اصلاً می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2uy6ss5.jpg
/ 7 نظر / 7 بازدید
سیامک

سلامممم.... . من آپیدم با یه سئوال[سوال] . . ... زودی بیا میخوام نظر تو رو هم بدونم...[گل][گل]

فروزان پارسا

سختي زمستان زندگي، بهار خود را در پيش دارد.. قيام وحدت ................تحت راهبري يگانه نجات دهنده ملت ايران آقا پروفسور ابراهيم ميرزايي لحظه ها دوران سازند....

مرد خانواده

سلام حتی اگر نیاید وبلاگتون زیبا و دوست داشتنی است[دست] به وبلاگم سر بزنید تازه وبلاگ نویس شدم فکر کنم 28اردیبهشت تولد وبلاگتون پیشاپیش مبارک[گل][هورا]

سیامک

سلام... . . . ممنون از حضورت و نظرت..[گل]

سیامک

در مورد نظرت... من کاملا باهات موافقم.. یه وقت فکر نکنی همینجوری دارم یه چیزی میگما..نه.. من خیلی از نزدیک با اتفاقای اینطوری برخورد کردم.. بعضی وقتا باورش سخت بود.. اما انقدر تکرار شدن..برای بهترین دوستام، برای... . امیدوارم خدا کمکمون کنه تا حتی شده واسه ی یه لحظه عشق واقعی رو حس کنیم..

تازه نفس

می دونی کیا احساس پاک را به زنجیر کرد ه اند ؟ منتظر یم .