گل ارکيده.....

گل ارکیده

شاخه ای تکیده؛ گل ارکیده با چشمای خسته ؛ لبهای بسته

غم توی چشماش آروم نشسته شکوفه شادیش از هم گسسته آه

آشنای درده؛ خورشیدش سرده؛ تو قلب سردش غم لونه کرده

مهتاب عمرش در پشت پرده؛ هر ماه سالش پائیز سرده آه

دستای ظریفش تو دست مادر؛ پیکر نحیفش چون گل پرپر از محنت و درد آروم نداره

سایه سیاهی رو بخت شومش؛ ارکیده تنهاست زیر هجومش طوفان درد پایون

نداره…

دست من و تو می تونه با هم قصری بسازه با رنگ شبنم

شکوفه ای که غمگین و سرده ؛ گل ارکیدست نمیره کم کم

بیا نذاریم گل ارکیده ؛ گلی که چهرش پاک و سپیده

که توی پائیز شاخه بیده ؛ بهار ندیده ؛ بمیره کم کم


/ 2 نظر / 9 بازدید
لرد ولدمورت

سلام تنوع وبلاگت باحاله درباره همه چی نوشتی از اين که خودت رو محدود نکردی خوشم اومد بازم بهت سر ميزنم موفق باشی

محمد حسيني

سلام من مدير سايت نسل آريا هستم خيلی وب سايت جالب و قشنگی داريد اول از همه ممنون ميشم سايت من را لينک کنيد و دوم می خواستم از شما دعوت کنم تا مديريت يک بخش ازانجمن سايت من را در دست بگيريد من محمد ۲۳ از تهران هستم و سايتم هم کاملا شخصی است ودر ضمينه ی آموزشی و تفريحی فعاليت ميکند