خاطره یک روز به یاد ماندنی

سلام به همه دوستان عزیز پرشینی خودم

اول : با عرض شرمندگی که دیر up می کنم . ناراحت

دوم : این پست اونطور که می خواستم نشد ، ببخشید . نگران

.................................................................................

زمان : یکشنبه   21 / 7 / 1387              ساعت : 3 الی 5 بعد از ظهر

مکان : دانشگاه تهران _ دانشکده ادبیات و علوم انسانی   _ تالار فردوسی

..................................................................................

از موقعی که دعوت نامه همایش تقدیر از وبلاگ نویسان برتر زن رو در قسمت نظرات وبلاگم دیدم ، خیلی مشتاق شدم که در این همایش شرکت کنم ، اما نمیدونم چرا به دلم برات شده بود که نمیتونم در این مراسم شرکت کنم ، از یه طرف دلم می گفت برو اما از طرفی یک انرژی منفی نمی گذاشت که برم ، خودمم نمیدونم چرا ؟ وقتی موضوع رو دختر داییام و دختر خالم فهمیدن خیلی مشوقم شدن که شرکت کنم . قلب

راستش بگذارید بگم چرا انرژی منفی بهم منتقل می شد ،  آخه من تا حالا در همایش ها و جشن های وبلاگی شرکت نکرده بودم  ، و اصلا اعتماد به نفس نداشتم که شرکت کنم . (یواشکی بگم : می ترسیدم )خنثی

تا اینکه بالاخره با پالس های مثبتی که از طرف دوستان و آشنایان منتقل شد ، بالاخره من اعتماد به نفس رو پیدا کردم که شرکت کنم . نیشخند

.....................................................................................

اما روز یکشنبه

صبح رفتیم کلاس که تشکیل نشد و برگشتیم منزل و اومدم در NET   که ببینم خبر تازه ای از همایش هست یا نه ؟ که در وبلاگ همایش تقدیر از وبلاگ نویسان برتر زن (خدایی چه اطلاع رسانی خوبی کردن ، دستشون درد نکنه )  اطلاعات تکمیلی رو خوندم  ، اتفاقا نویسنده وبلاگ داستانهای محمدرضا ، ON  بودن که  گفتن ایشون هم میان ، اما به دلیل اینکه عازم مسافرت دبی بودن نتونستن که شرکت کنن . عینک

خلاصه ما دیگه کارامون رو انجام دادیم و خواهرعزیزم که تازه استاد دانشگاه شده ( درهمین جا بهش تبریک میگم ) افتخار دادن و خودشون رو از دانشگاه رسوندن که من رو همراهی کنن ، و بالاخره ما ساعت 2/45 دقیقه از منزل راه افتادیم .مژه

خوب ما هم که طبق معمول با اتوبوس های  BRT  ( خط 1 ) باید میومدیم ، ساعت 3/15 رسیدیم خیابان 16 آذر ، که با یکی از از دوستان خواهرم ( خانم مهندس سمیه ملا حسینی ) اونجا قرار داشتیم ، که ایشون هم اومدن و 3 تایی به سمت دانشگاه اومدیم .لبخند

جلوی درب ورودی دانشگاه آقای نگهبان چه تحویلمون گرفت  و خدایی چه آدرس دقیقی داد ، البته تابلوهای راهنما بسیار واضح  و تکمیل و مشخص بودند .

جلوی در ورودی خیر مقدم بسیار جلب توجه می کرد ، اتفاقا همون جا آقای مهندس هاشمی رو که خانم ویولت ( نفر اول  ، که لازم میدونم در اینجا بهشون تبریک  بگم )  رو همراهی می کردند  دیدم . چشمک

وقتی داخل سالن شدیم هنوز مراسم شروع نشده بود ، وقتی رفتیم که جای برای نشستن پیدا کنیم آقای فرزاد حسنی و آقای افشین حسین خانی ( سردبیر رادیو جوان ) رو دیدیم و باهاشون صحبت کردم  و یادی از روزهای طلایی رادیو جوان کردیم ، و وقتی از آقای حسنی پرسیدم که رادیو جوان چی شد ؟ گفتن : مدیریت ... و اونجا بود که یادی از جناب آقای دکتر شهرام گیل آبادی در ذهنم تداعی شد . لبخند 

فرزاد حسنی

                                               آقای فرزاد حسنی 

افشین حسین خانی

                                    آقای افشین حسین خانی

..................................................................................

FLASH BACK  

بچه هایی که اطلاع دارن ، میدونن که من یکی از طرفداران پر و پا قرص رادیو جوان بودم ( البته الآن کمتر به دلیل مدیریت جدید و آمدن خط قرمز ها در رادیو جوان ) و خلاصه روزی نبود که اسمی از ما در برنامه ها گفته نشه ، حالا چه با SMS  یا از طریق  COMMENT  و چه با تلفن زدن و پخش صدا . مژه

..................................................................................

در شروع برنامه تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید و سپس پخش سرود جمهوری اسلامی ایران ، سپس مجریان برنامه آقای آرش بابایی و سرکار خانم پولاد زاده  ، برنامه رو آغاز کردند و بعد دعوت از جناب آقای دکتر بوترابی ( مدیر عامل پرشین بلاگ ) و خوش آمد گویی ایشان به دوستان وبلاگ نویس .خانم پولادزاده و آقای آرش بابایی

                     سرکار خانم پولاد زاده و آقای آرش بابایی

دکتر بو ترابی

            جناب آقای دکتر بوترابی (مدیر عامل پرشین بلاگ )

ابتدا از دوستانی که از شهرستان اومده بودن دعوت کردن و صحبت با این عزیزان ، سپس دعوت از عزیزان پزشک وبلاگ نویس و آموزگاران وبلاگ نویس که من واقعا به سرکار خانم شفیعی که 62 ساله بودن و اینقدر با روحیه بودن تبریک عرض میکنم و بهشون میگم که خیلی دوستشون دارم با اینکه تازه برای اولین بار دیدمشون و امیدوارم که بازهم ببینمشون . قلب

خانم شفیعی

در ادامه دعوت از سرکار خانم بهاره رهنما و آقای فرزاد حسنی که زحمت اهداء جوایز نفرات 25 تا 11 رو کشیدند .

سپس دعوت از سرکار خانم منیژه حکمت و پخش آیتمی  از پشت صحنه فیلم   سه زن .(توصیه می کنم حتما ببینید.)عینک

خانم منیژه حکمت

و همچنین اهدا جوایز نفرات 11 تا 4 توسط خانم حکمت و اگر اشتباه نکنم آقای عموزاده خلیلی ( سردبیر نشریه چلچراغ )

به این جا که رسیدیم دیگه به دلیل اینکه من باید رفع زحمت می کردم ، و کمی هم دیرم شده بود ، نتونستم تا آخر همایش در خدمت عزیزان باشم  و از ادامه همراهی باز موندم . ناراحت

اما بعدا فهمیدم نفرات برتر چه کسانی بودند ، که بهشون تبریک میگم و امیدوارم همیشه پیروز باشن .قلب

برای عرض ادب خدمت جناب آقای دکتر بوترابی رفتم که ایشون وقتی از جاشون بلند شدن ، خدایی داشتم از خجالت آب میشدم و سپس ازشون خداحافظی کردم . ( آقای دکتر واقعا شرمندم کردین ) خجالت

همین طور جناب آقای مهندس هاشمی هم منو شرمنده کردن و در همین جا از ایشون هم کمال تشکر رو دارم .چشمک

این هم یه عکس از جمع مدیران پرشین بلاگ

مدیران پرشین بلاگ

1. مهندس هاشمی ( مدیر بازرگانی )

2. مهندس راد دانش ( مدیر تولید و پیاده سازی )

3. مهندس آیدین مصطفی زاده (میزبانی وب )

4. مهندس پارسا فاتحی ( طراحی وب )

..................................................................................

در مجموع روز بسیار خوبی برای من در زندگیم رقم خورد ، اون همه دلشوره و پالس های منفی ، با حضور در جمع دوستانی که برای اولین بار پیششون بودم ، تبدیل به خاطره و انرژی مثبت شد .

از تبعات همایش برای من این بود که تاساعت 4.30 صبح خوابم نبرد و وقتی هم خوابیدم تا ساعت 6 صبح خواب همایش رو میدیدم و تقریبا دیر رسیدم به دانشگاه

تشکر ویژه از  :

1.      از همه مدیران عزیز پرشین بلاگ ، که این همایش رو ترتیب دادن صمیمانه تشکر میکنم و بهشون خسته نباشید میگم امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشید .

2.      از دوستانی که وبلاگ من رو انتخاب کرده بودن تشکر میکنم و امیدوارم بتونم جبران کنم .

3.      از همه دوستانی که باعث شدن من در این همایش شرکت کنم ، کمال تشکر را دارم .

4.      از  خانم مهندس پگاه  نیک نفس ( خواهر عزیزم ) که با مشغله زیادش منو همراهی کرد ، خیلی تشکر میکنم .

5.      از خانم مهندس پریسا نظر پور که به من لطف کردند و معرفتشون رو باز هم ثابت کردن تشکر میکنم .

6.      از خانم مهندس سمیه ملا حسینی و پرستوی عزیز ، هم که ما رو همراهی کردند ، والبته زحمت عکس ها رو این عزیزان کشیدن ، تشکر میکنم .

 .....................................................................

 

پ.ن 1 : جای همه کسانی که نبودن خالی .چشمک

پ.ن 2 : به امید همایش های دیگر ،  با حضور همه وبلاگ نویسان چه زن و چه مرد .لبخند

پ.ن 3 : خدایی محشر بود .قلب

پ.ن بی ربط : دوباره درس نخوندن ها و گرفتن منفی دردانشگاه شروع شد ( طبق معمول افتضاح کردم )

...................................................................

 

                                        با تشکر

                                                   نگار 

/ 28 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه ملاحسيني

-------------------------------------------------------------------------------- مرا ستاره ای بخوان در دور دست , مرا عشقی بدان در سایه های مست , مرا بگو که عشق مستی هست وبس , مرا عشق ببین هر جا که هست

مهسا

[گل][گل][گل][گل] سلام خانومی . چه عجب اومدی [گل]

سامان

سلام خوبی اپم بیا[ماچ][بغل][نیشخند][نیشخند]

باقرزاده

تلاش شما ستودنی است و قلمتان بسیار شیرین و زیباست. آرزوی موفقیت برای شما تلاشگر عرصه اینترنت دارم و از اینکه تونستید در این مراسم با ارزش شرکت کنید خوشحالم و امیدوارم همیشه شاد باشید

سحر

[لبخند][گل][گل][گل][ماچ]

بهناز

سلام نگار جونم خواهش عزیزم وظیفم بود که بیام بروزم خوشحال میشم سری بزنی[لبخند][قلب][گل][ماچ]

شیرین

مرسی نگار جون دوستت دارم