در ثنای یک دوست

سلام به همه شما دوستان خوب پرشینی خودم

امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشید چشمک

راستش امروز در محل کارم اتفاقی افتاد که لازم دونستم با توجه به اینکه این مسئله

از طرف من به دفعات باعث دلخوری دوستان دیگر هم شده در موردش توضیحی بدم

که هم از شما عزیزانم عذرخواهی کرده باشم هم اینکه شما در جریان باشید که چرا

من روی این مسئله به شدت حساسم و ممکن هستش که باز هم این اتفاق در آینده

بیفته ، با اینکه تمام سعیم بر این هستش که دیگه این برخوردم تکرار نشه خیال باطل

اما بریم سراغ تاریخچه این مسئله :

سال 84 بود که متاسفانه من دانشگاه قبول نشدم و این شکست تو روحیه من بسیار

اثر گذاشت که البته برای همه پشت کنکوری ها طبیعی هستش ابله

اما در یکی از شبها متاسفانه یک جر و بحث خانوادگی بین ما و یکی از اعضای جدید

خانواده در گرفت که ایشون به خودش این اجازه رو داد که برگرده و بگه که شما سطح

تحصیلاتت در حد من نیست و من با شما حرفی ندارم تعجب

شاید کمتر کسی از این مسئله با خبر باشه اما این حرف به یک بحران توی زندگی

من و خواهرم تبدیل شد و صد البته بانی خیر !!

بله بانی خیر بودنش به اینجا ختم شد که من و خواهرم برای این که دیگه کسی به

خودش اجازه نده شخصیت کسی رو به خاطر تحصیلاتش پایمال کنه با همدیگه در

عرض سه ماه شروع کردیم به درس خوندن و نتیجه اش قبول شدن جفتمون تو رشته

هایی که دوست داشتیم شد هورا

اما مسئله ی دوم کاملا شخصی هستش و نمیتونم متاسفانه اینجا مطرح کنم نیشخند

اینها دو مورد از مقوله های خانوادگی هستش که گفتم .

اما بریم سراغ دو نمونه دیگه که در روابط دوستانم بوده رو براتون بگم :

دو بار توی ف.ب ، دو تا از دوستانم به دو روش اومدن و اون جُکی که در مورد دانشگاه

آزاد ساخته بودن رو مطرح کردن که در این دو بار باز هم من از دانشگاه دفاع کردم

و باعث شدم که دوستانم این پستشون رو پاک بکنن با اینکه واقعا دوست نداشتم

اونها این کار رو بکنن اما خب ناخواسته باعث شدم کلافه

حالا ربط این دو نمونه ای که براتون گفتم رو مطرح بکنم :

خب بعد از اینکه من دانشگاه قبول شدم و اونم دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب ( که

به جرات میتونم بگم از سطح علمی از بقیه واحدهای این دانشگاه بالاتر هستش  البته

تمامی دانشجویان زمان ما به این امر واقف بودن ) ؛ به هر حال چهار سال برای درس

خوندنم تلاش کردم و حالا شب بیداری ها و تمام مشکلاتی که داشتم رو پشت سر

گذاشتم و خب هزینه های دانشگاه آزاد هم بالا هستش و میدونید ، پس من حق دارم

نسبت به رشته و دانشگاهی که درس خوندم عرقی داشته باشم و نزارم کسی

حداقل تلاش و زحمات من رو زیر سوال ببره .

اما اتفاقی که همین امروز در محل کارم رخ داد رو میخوام اینجا بگم نتیجه اش رو هم

مطرح کنم .

امروز دوتا از دوستان خوب من آقای جمال تراز و خانم سمیه کرمی داشتن در مورد

مسئله ای بحث میکردن که صد البته به شوخی جمال برگشت و یه حرفی رو زد

که دیگه اینجا نمیگم که سوء تفاهم بیشتری ایجاد نشه گاوچران

البته مخاطب حرفش اصلا من نبودم و بهنامترین بودش اما خب همون ریشه ی تاریخی

دوم که در بالا مطرح کردم البته مورد دوم که گفتم نمیتونم بگم ! باعث شد که من نسبت به

این مسئله حساسیت نشون بدم تا این حد که هم در ت.ت و ف.ب ، پست بزارم و این جریان

رو مطرح بکنم !

درسته میدونم من زیادی جوش آوردم و با کمی فکر کردن میشد عاقلانه تر به این

مسئله نگاه کنم و خودمم به این واقفم که تندروی کردم ناراحت

اما در ادامه ماجرا جمال تراز با شاخه گلی پیش ما اومد و صد البته من رو حسابی

شرمنده خودش کرد که تا ابد یادم نمیره اوه

این جمالِ که میبینید نیشخند

و این رو هم باید بگم که جمال تراز یکی از دوستانی هستش که درصد جنبه اش

بسیار بالا هستش و خودم به شخصه شوخی هایی باهاش کردم که اگر قرار بود

به من پاسخی بده تا الان هزار بار باید آب میشدم میرفتم تو زمین .

اما در همین جا و در وبلاگم بر خودم لازم میدونم که از آقای وکیل الرعایا جمال الدین تراز

دوست و همکار خوبم شدیدا بابت برخوردم عذرخواهی کنم و بهش بگم که من شدیدا

از کارم متاسفم اما مثل برادرهای خودم دوسش دارم و براش ارزش و احترام زیادی هم

قائلم و امیدوارم که منو ببخشه خجالت

طی صحبتی که با بهنام داشتم قبول کردم که اشتباه از من بوده و خودم وقتی با خودم

خلوت کردم جز به اون ریشه تاریخی به هیچ چیز دیگه ای نرسیدم و در ضمیر ناخودآگاه

خودم حس کردم که اون ماجرا هنوز هم باعث این تُندروی من میشه .

اما خب یه ذره هم حق به من بدین که بخوام از یه سری چیزهایی که برام مهمن از

جمله درسم ؛ بخوام ازشون دفاع کنم بازنده

قول وبلاگی :

سعی میکنم زین پس بیشتر انتقاد پذیر باشم و زود قضاوت نکنم لبخند

و چه خوش گفت محمد تقی بهار :

   تندی مکن که رشته صدسال دوستی

                                            درجای بگسلد چو شود تند، آدمی

      همواره نرم باش که شیر درنده را

                                                زیر قلاده برد توان، با ملایمی

......................................................................

پ.ن 1 : دوستان من پاره ی تن من هستند بغل

پ.ن 2 : دوستام دوستون دارم قلب

پ.ن 3 : به سلامتی همه دوستام گاوچران

 

 

  با تشکر  

  نگار نیک نفس 

  خرداد ماه 1392

/ 7 نظر / 16 بازدید
جمال

دختری با قلب پاک و وجدانی بیدار و دلی به وسعت دریا، نگارترین نماد دوستی های بی آلایش و نماد خروج از کلیشه های بی مورد است ... نگارترین دختریست که در جامعه ی بنیادگرای مذهبی ایران خروج کرده است از انجماد و تحجر واپس گرای مردانگار ، یک دختر که خروشیست بر علیه پلشتی هاو بی اخلاقی های ویرانگر مردمانی مسخ شده ، دختری که نشاط و سرزندگی اش پتکیست برسر تفکری که نشاط و آسایش را تنها برای مرد می خواهد... دختری ایرانی که بدجور به چالش کشانده جامعه اسیر در تفکرات زن ستیز این روزها را بی انکه وقار و نجابتش دستمایه تندروی شود... افتخار میکنم به این دوستی ... و تبریک به بهنامترین و تبریک به همه اونهاییکه مفتخر به دوستی با وی هستن .........تو که پاک خجالتمون دادی D:

Alive

نگار ما که شجاعانه تجربه هاش رو بیان میکنه و واقعا هم حق داره از داشته هاش و دانسته هاش دفاع کنه... تو عالم دوستی و همکاری هم بیان دلخوری تو لازمه و هم حرکت آقای تراز... حتی من دوست داشتم اگه جای آقای تراز بودم همونجا و تو همون جمع دلخوری طرف مقابلم مطرح بشه و منم با یه لبخند و بیان درست منظورم قضیه رو فیصله بدم... ولی تکته ی مثبت این قضیه این بود که فک کنم عده زیادی از دوستانت... حداقل بچه های توییتر و فیسبوک واسشون یه جرقه ایجاد شه که کمی حواسشون به دغدغه ها و تاریخ زندگی دوستانشون باشه... واسه کنار هم زندگی کردنمون گاهی لازمش داریم :) خیلی دوستت دارم من.. خودم به تنهایی :)

[دست][دست][دست][گل] ممنون بابت خوب بودنت

همایون

[دست][تایید][گل]

آمد

خوندم مطلب رو از ته مطلب بيام بالا و بگم كه سلامتي خودت . و اينكه خيلي شجاعانه است كه ادم خودشوتوي كفه ترازو بذاره و اينطوري كم و كاستي هاي خودش رو بدونه .در مورد رشته بايد بگم كه من يك دوستي دارم كه شايد باورتون نشه ولي خانواده شون هيچكدوم مدرسه نرفتن يعنيپدر و مادرشون كه تحصيل كرده هستند نذاشتن مدرسه برن و خودشون توي خونه بهشون درس ياد دادن و شايد باور نكنيد كه اصلن متوجه نمي شيد كه اونا درس خوندن يا نه .اين رو گفتم كه هيچ وقت دانشگاه رفتن يا نرفتن حمل بر بالا يا پايين بودن افراد نيست و آفريسن به همتتون كه قبول شديد توي اون رسششته ايس كه مي خواستيد .اميدوارم پله هاي ترقي رو هر روز طي كنيد .دوستان خوبي چون شما هميشه روحيه بخشهستند براي چون "من " هايي مثل من .

صدرا

سلام خوشحالم برای اولین بار اومدم به این وبلاگ، مطالبتون قابل ستایشه و همچنین جا دارد از تلاش های شما برای بهبود روند پرشین بلاگ تشکر کنم.درباره این مطلبتونم باید بگم آقای تراز واقعاً انسان محترمی هستند که شخصاً براشون احترام زیادی قائلم.