نگار و پرشین بلاگ

 سلام به همه شما دوستان عزیز پرشینی خودم

 دوستان فکر کنم دیگه همه شما از خبر واگذاری پرشین بلاگ مطلع شدید و طبق خبری

 هم که روی باشگاه هواداران پرشین بلاگ زده شد از وبلاگنویسان و هواداران خواسته شد

 که درباره پرشین بلاگ پستی رو در وبلاگشون قرار بدن .

 من هم خواستم از اول آشناییم با پرشین بلاگ بنویسم و اینکه چه جوری به جمع وبلاگ

 نویسان وارد شدم بگم ، اما فکر کنم به طور مفصل  از حوصله خارج باشه ، به همین

 خاطر خلاصه میگم .

 کلا با وبلاگنویسی زمانی بیشتر سر و کارم افتاد که با ورود به دانشگاه برای تحقیق های

 دانشگاهی ، بیشتر رفرنس های گوگل ، وبلاگها بودن ، تا اینکه عید سال 86 ، آزاده عزیز

  برای عید دیدنی اومد خونمون و از وبلاگش گفت و به من هم پیشنهاد داد که

 برای خودم وبلاگ بزنم و تاکید کرد که فقط در پرشین بلاگ ، وبلاگم رو بزنم .

 خلاصه ما تا اردیبهشت ماه در شیش و بش این بودیم که آیا وبلاگ بزنیم یا نه ؟ حالا اگر

 بزنم توش چی بنویسم ؟ که بالاخره 9 اردیبهشت ماه ، وبلاگم رو با نام 

 ( نگار  555200385 ) در پرشین بلاگ افتتاح کردم .

 از اسمش براتون بگم که ( نگار 5552003) آی دی یاهوی من هست و ( 85 ) هم به

 خاطر علاقه اینجانب به آلبوم 85 بنیامین بود .

 کلا میخواستم وبلاگم رو برای طرفداران بنیامین بزنم که دیدم این امر لازمش خبرهای

  جدید از بنیامین بود که امکانش نبود .

 پس خودم شروع کردم به نوشتن ، یادمه اولاش مضمون اطلاع رسانی داشتم .

 بعد یه مدتی رکود داشتم چون مطالبم شد کپی کردن از روی مطالب گروهی که در اون

 عضو بودم فقط برای اینکه وبلاگم خوابش نبره اما بعدش تمام اون پست ها رو پاک کردم .

 همون موقع ها ، وبلاگ دانشگاه رو هم در بلاگفا به عهده گرفتم اما خوب زیاد مخاطب

 نداشت چون دانشجوها علاقه ای به جامعه مجازی نداشتن و سپس کنسل شدنش .

 تا اینکه شد خرداد ماه سال 1387 و مشکلاتی که برای من پیش اومد و اونجا بود که آقای

  سعید علیزاده پروین ( مدیر فعلی باشگاه هواداران پرشین بلاگ ) به دادم رسید و کلی

 هم تا آخر عمرم بهشون مدیونم .

 در خرداد ماه بود که جشن تولد پرشین بلاگ برگزار شد اما متاسفانه من اصلا خبر نداشتم

 چون کلا سیستمم خراب شد و تا 1 ماه سیستم نداشتم و وقتی خبر دار شدم دقیقا روز 

 برگزاری مراسم بود که دیگه خیلی دیر شده بود و من هم به گزارشها و عکسها در سایت

 بسنده کردم .

 بعد از اون آقای علیزاده من رو بیشتر با پرشین بلاگ آشنا کردن و پیشنهاد وبلاگ تهران

 در گروه ایرانشناسی پرشین بلاگ رو دادن و من هم قبول کردم و البته بگم که یه کم الآن

 درش کم کاری کردم اما در اسرع وقت به روز میکنم .

  و بعد از اون یواش یواش آقای علیزاده من رو با فنز پرشین بلاگ ( باشگاه هواداران

  پرشین بلاگ ) و بچه هاشون آشنا کردن و من هم بیشتر با بچه ها آشنا شدم ، یادمه اون

  موقع ها سه شنبه ها با پرشین بلاگ جلساتش برگزار میشد که من اصلا در اون شرکت

  نکردم و همینطور روز جهانی وبلاگ که در فرهنگسرای بانو ، که اون رو هم

  شرکت نکردم .

 تا اینکه رسیدیم به انتخاب بانوی برتر وبلاگستان .

 خیلی یرای وبلاگم تبلیغ کردم که جزو برترین ها باشم اما خوب فقط من جزو کسانی بودم

  که اسمم جزو وبلاگهای ثبت شده بود و کامنتی یا این مضمون که برای جشن دعوت شدم .

/ 74 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باد صبا

سلام چقدر این نوشته تون طولانی بود. ولی همه شو خوندم. خاطره جالبی بود. میشه خواهش کنم یه راهنمایی کنید چطور میشه توی برنامه روز وبلاگ حضور داشت. از یه طرف توی صفحه اول پرشین بلاگ نوشته شما دعوتید ولی هرچی یادداشت نوشتیم و ایمیل فرستادیم خبری نشد. اگه بزرگواری کنید و در باره نوشته من هم توی وبلاگم یه نظر بدین ممنون می شم. موفق باشید و به امید فردایی بهتر [گل]

بیتا

سلام نگار جان به منم سربزن

باد صبا

سلام ممنون از لطفتون. من می دونم وبلاگ روز جشن کدومه. ولی مشکل اینه که تا حالا چند بار یادداشت نوشتم و ایمبل هم فرستادم ولی خبری نشده.

پرهام

سلام امروز آپ کردم .منتظر حضور گرمتون هستم.نظر یادتون نره.[گل]

حبیب

[گل][گل][گل][گل] با کعبه دلها آپم [گل][گل][گل][گل]

سالی

یکی محبت میکنه یکی ناز میکنه اونکه ناز میکنه همیشه محبت میبینه اما اون که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست

سالی

کجایی نگار جان تازه به روز شدم اگر فرصتی بود بخون خوشحال میشم نظرت رو بدونم برقرار باشی

سامان

سلام خاله

سامان

خااااااااااااااااااااااااااله؟

مهدی فرجی

سلام. اون درخواست را فرستادم امیدوارم حل بشه. منتظر خبرهای خوب پرشینی هستم