استودیو 26

با سلام به همه شما دوستان عزیز پرشینی خودم

روز شنبه حدودای ساعت 2 بعد از ظهر در سایت دانشگاه مشغول سر زدن به وبلاگهای

 شما عزیزان بودم که موبایلم زنگ خورد و سمیه ملا حسینی بود .

وقتی جواب دادم دیدم سمیه انقدر هول هستش که خدا میدونه و فقط گفت : نگار آقای امینی از

 رادیو جوان زنگ زده و میخواد برای ضبط مسابقه 7 شنبه ( 7 تاییا ) ما رو آفیش کنه ،

 تو هم میای ؟

منم که از خدا خواسته گفتم : حتما میام و بگو اسم منو هم آفیش کنه و بعد هم تلفن رو قطع

کرد .بعد از 5 دقیقه دوباره سمیه زنگید و گفت نگار برای فردا ساعت 2 بعد از ظهر

دوتامون رو آفیش کردن .

اما بشنوید از روز یکشنبه

روز یکشنبه ساعت 11.15 از خونمون به سمت خونه سمیه راهی شدم و سمیه و پرستو

 را با هم سر کوچشون دیدم و به سمت چها راه ولیعصر راه افتادیم ، سر راه هم یک جعبه

 شکلات خریدیم که چون دفعه اول بود و داشتیم پیش 7 تاییا میرفتیم، دست خالی نرفته باشیم .

میدان فردوسی که رسیدیم پرستو از ما جدا شد و من سمیه هم دیدیم که وقت داریم تا چهارراه

ولیعصر تقاطع طالقانی پیاده رفتیم و بعد هم سوار اتوبوس شدیم و به سمت جام جم حرکت

کردیم . تقریبا ساعت 1.30 بود که به جام جم رسیدیم و سر در جام جم این شعر بود که

خودنمایی میکرد :

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد               آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

Jame Jam

بعد از اینکه به داخل رفتیم و کارت ملی هامون رو گرفتن و دیدن که بله ما اسمامون

 آفیش شده و مجوز ورودی برامون صادر کردن و به سمت حراست راهنمایی کردن و

 بعد از گشتن وسایلامون به سمت ساختمان صدای جمهوری اسلامی ایران ( ساختمان

شهدای رادیو ) راهی شدیم .

ساختمان صدای جمهوری اسلامی ایران ( ساختمان شهدای رادیو )

ساختمان صدای جمهوری اسلامی ایران ( ساختمان شهدای رادیو )

بعد از اینکه از قسمت حراست وارد محوطه شدیم کلی با گل و سبزه و چمن و در واقع

سرسبزی شدید مواجه شدیم .

چقدر فضای زیبایی بود و من و سمیه هم کلی ذوق در کردیم از خودمون !

وارد ساختمان رادیو که شدیم چه ساختمان با کلاس و شیکی دیدیم ، یعنی بر خلاف

اونچه که قبلا در ذهنم بود که فکر میکردم ساختمان رادیو تنگ و تاریک هستش ، اما

 واقعا قشنگ بود . باز هم حراست اونجا مجوزهامون رو چک کردن و به سمت

استودیو 26 راهنمایمون کردن .

از بالا داشتیم پایین رو نگاه میکردیم که یه دفعه سمیه گفت : نگار استاد گلبن !

من هم از پایین نگاه کردم و دیدم که بله خود استاد گلبن هستن که در لابی نشستن و

ما هم پیش ایشون رفتیم .

وای که چی بگم از استاد گلبن که هر چی بگم کم گفتم !

واقعا انگار 100 ساله آدم رو میشناسن و بعد از سلام و احوالپرسی گرم ما رو هم دعوت

 به نشستن کردن و شروع به صحبت کردیم و در همین حین بود که آقای افشین حسین خانی

هم از راه رسیدن و بعد هم آقای هادی ابوالفضلی( همون عقاب 7 تاییا ) تشریف آوردن .

در همین حین بود که آقای گلبن از ما سوال پرسیدن و آقای حسین خانی هم مشغول طرح

 کردن سوالات بودن و ما هم داستان آشناییمون با رادیو جوان رو برای ایشون تعریف کردیم .

بچه ها اگر یادتون باشه در اولین جشن بانوان برتر وبلاگنویس آقای افشین حسین خانی با

 آقای فرزاد حسنی تشریف آورده بودن و وقتی براشون یادآوری کردم گفتن که کاملا ما

رو یادشون میاد .

اتفاقا اونجا بود که به آقای حسین خانی گفتم که چرا وبلاگتون رو دیگه آپدیت نمی کنید ؟

 و ایشون هم قول دادن که وبلاگشون رو حتما به روز خواهند کرد .

آقای حسین خانی اگر وبلاگم رو میخونید یادتون باشه که قول دادین !

بعد خانم الهام زرتاختی اومدن که من از دیدنشون کلی خوشحال شدم .

در همین حین بود که آقای اکبر لکلری هم اومدن و ایشون رو هم دیدیم ، آقای مهران دوستی

 از( بهترین مجر

/ 25 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سالومه

خیلی جالب بود بابا بچه معروفا بابا خیلی باحالین رادیو جوان دوست دارم

سالومه

يه بار از کنار دريا عبور کردی يه عمر امواجش برای بوسيدن جای پات ميان و ميرن

محمد جواد عبدی

من هر وقت میام تهران میرم رادیو.... راستی اینجارو بخون : http://radionews.ir/home/1389/01/28/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C/ بعد اینو هم بخون : این مصاحبه رو من کردم : http://radionews.ir/home/1388/12/16/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%82%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-7-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%ac/ و اینکه دوست داشتی زیر این مطلبت گزارش تصویری که رادیو نیوز رفته لینک بده.

سمیرا

نگار جان وبلاگ جالبی داری من که دارم همه مطلب هاتو می خونم و لذت می برم راستی برنامه رو شنیدم اما متاسفانه نه کامل،فکر کنم بتونی حدس بزنی چه اتفاقی افتاد فشار و قند خون و کلا همه چی با هم افتاد میدونی که چرا؟! آخرشم من از دست این محمودرضا ایست قلبی می کنم حالا ببین من میدونم...

میفروش

سلام. میگمااااااااااااااااا تو قسمت کامنت ها یه جایی داره برای جواب دادن به سوالاتی که از شما میشه ! می دونی که !!!؟ خب اگه می دونی (ببخشیدا ببخشیدا روم به دیوار ) پس چه مرگته که جواب نمیدی بهشون !!!!؟ برقرار باشید. به امید دیدار [گل]

مجید کریمیان

سلام اومدم لينكت كنم. اما منو لينك نكردي كه بابا چن وقت مسافرت رفتيما....[لبخند]

hooshyar

سلام دوست عزيز موفق و شاد باشي new up

نداصادقی

نگارجون[قلب] حالا خوب شد برنده شدی مگه نه آبروی ما وپرشین بلاگ می رفت[نیشخند] اونوقت مجبور بودم لینکتو حذف کنم بگم اصلا این با من نیست [زبان] [گل]نگار تو باعث افتخاری جودی ابوت من[گل]

شادی...

چرا به من خبر ندادی که آپی؟؟[افسوس][نیشخند] چه تجربه ی شیرینی ! من عاشقه رادیو جوان بودم[قلب] دنیای شادی داشته باشی[گل]

اااااااااااااا هادی ابولفضلی دایی منههاااااااااااااااااااااااا قربوانشش که بمب انرزی همه جااااا