نگار ، دختر روزهای سخت !

با سلام به همه شما دوستان عزیز پرشینی خودم

امیدوارم که حال همتون خوب و ایام به کام شما عزیزان باشه .

بالاخره بعد از ٣ هفته امتحانات پایان ترم من هم تموم شد ، با کلی شب بیداریها و استرس

و اضطراب و گریه و خنده و ... چشمک 

در پست قبلیم گفتم که اگر دوست داشتید به من روحیه بدید و در ستاد روحیه دهی به من

شرکت کنید از راههای پیشنهادیم استفاده کنید که از قضا ( اس.ام.اس ) بیشترین وسیله

ارتباطی برای روحیه دهی بود !نیشخند

خیلی از دوستان در این مدت به معنای واقعی هوای منو داشتن و واقعا با تک تک حروف ،

کلمات و جملاتشون به من لطف داشتن و منو تنها نذاشتن .

تو این روزهای سخت هستش که آدم میتونه دوستان واقعیشو بشناسه ! ابرو

من جزو اون دسته افرادی هستم که واقعا در این برهه زمانی ( ایام امتحانات ) یه جورایی

اعصاب و روانم به هم میریزه و از اینکه ببینم کسی هوامو داره واقعا کلی شاد میشم و از

 این استرس ها و اضطراب هام کلی کاسته میشه .

تو خونه مادرم و خواهرم به من میگن : نگار ، دختر روزهای سخت ! نیشخند

اما این ترم به معنای واقعی درسها سخت بود و یه جورایی داشتم کم می آوردم تا حتی

یک روز اشکم درومد و هیچ کس باورش نمیشد این منم که دارم گریه میکنم که خواهرم

بهم گفت : تو دختر روزهای سختی از تو بعیده !تعجب

آخه بابا 5 تا امتحان در عرض 3 روز واقعا مشکله ، و کم آوردن بعید نیست !اوه

اما باز این شما دوستان عزیزم بودین که سر موقع به دادم رسیدیم و نجاتم دادین .مژه

در اینجا لازم میدونم از کسانی که واقعا به من لطف داشتن کمال تشکر و سپاسگذاری رو

داشته باشم و به همین منظور اسم این عزیزان رو در وبلاگم مینویسم که شاید تونسته باشم

قدری از محبت هاشون رو جبران کنم ، گرچه این محبت ها قابل جبران نیست اما ...

اول از همه تشکر میکنم  از خانواده عزیزم خصوصا پدر و مادرم ، و برادر و خواهر

 مهربونم  که در این مدت با همه بداخلاقی های من ساختن و 1 کلمه به من هیچی نگفتن نیشخند

دوم باید از دوستان همیشگی و عزیز وبلاگ نویسم تشکر کنم که واقعا برام کم نذاشتن :

تشکر وی‍‍‍ژه از بهنامترین عزیزم ، که واقعا منو تنها نذاشت لبخند

از آقای دریاباری ( میفروش ) که با شعر های بسیار زیباشون کلی منو ذوق زده کردن چشمک

سیامک ساسانیان،آقای میثم تیموری،علیرضا امینی و رسول امانی و خانم ندا صادقی عزیز.

و از همه دوستانی که برام کامنت و آف گذاشتن هم کمال تشکر را دارم .

از دوستان عزیزم سمیه ملاحسینی ، ناهید قربانی ، لیلای مهربون ، که با تماس هاشون

 منو کلی خوشحال کردن .

از دوستان دانشگاهیم : مهسا و نرگس ، شبنم ، فرنوش  ، مینا ، شیوا ، پروین ، حنانه ،

میترا ، ندا ، و ... که شبها تا صبح با هم بیدار بودیم و با میس کال انداختن و اس.ام.اس

زدن کلی روحیه بهم دیگه دادیم .قلب

 اگر اسم کسی رو جا انداختم شرمنده خجالت 

امیدوارم که روزی بتونم جواب این همه محبت رو پاسخ بدم .

و آرزوی موفقیت دارم برای همه دانشجویانی که فصل سخت امتحانات رو پشت سر

میزارن و پاسخ زحمتاشون رو با نمره های عالی بگیرن و خستگیشون در بره .

.....................................................................................

پ.ن 1 :  و تشکر میکنم از کسانی که اصلا بهم روحیه ندادن !نیشخند

پ.ن2 :  چیزی که عوض داره گله نداره زبان

پ.ن3:  همیشه موفق باشید لبخند

                                                                 نگار _ بهمن 88

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صنما

[قلب]سلام نگار جون. خسته نباشی.

حنانه شکوری

سلام نگار جون خدا رو شکر که تموم شد و از دستشون راحت شدیم (امتحانا رو می گم)[زبان] و امیدوارم ترم دیگه هم با موفقیت تموم بشه و با نمره های عالی ترو آخر رو تموم کنیم برایت از صمیم قلبم آرزوی موفقیت و پیروزی در تمامی مراحل زندگی رو دارم[قلب][گل][لبخند]

محمد دهقانی

سلام وبلاگ بسیار خوبی داری لطفا منو با عنوان هر چی تو بخوای لینک کنید md73.persianblog.ir

مهدی رضایی

سلام خدا رو شكر امتحانات تموم شد ما ازدست غر زدنات راحت شديم. من برم يه چيزي نذركنم.[نیشخند]

یاشار

نمیدونستم در این شرایط خیلی سخت بودی وگر نه کمکت میکردم [چشمک][گل]

تنها

سلامممم.اپم بدو بدو

میفروش

سلام . گمونم این نگار رو از دست داده باشیم ! باید به فکر یه نگار دیگه باشیم !! خدا کنه اونم نفسش نیک باشه ! احتمالا توی این شلوغ پلوغیها گرفتنش ! گمونم اوین برده باشنش ! اونجا هم که به اینترنت مینترنت دسترسی نداره تا یه نشونی از خودش بذاره بدونیم زنده است یا نه ! ولی خب ما برای سلامتیش دعا می کنیم و امیدواریم توی هر بندی که هست بهش خوش بگذره !!!! و خدا از سر تقصیرات نداشته اش هم بگذره و و علو درجات رو براش آرزو می کنیم و ایشالله با صالحان و مومنین محشور بشه و در بهشتی که خدا وعده داده منزل کنه !!! ای بابا !!!!!!!!!!!!!!!!! اینجوری که من دعا کردم یکی ندونه فکر می کنه بیچاره غزل خداحافظی رو خونده !!!!!! نه بابا من بعد از چند روز یهو جوگیر شدم و همینجوری نوشتم یهو رسیدم به بهشت و اونورا !! نه بابا ایشالله همین روزا شایدم همین امروز یه کامنتی میذاره و همه رو از نگرانی در میاره . برقرار باشید . به امید دیدار[گل]

شروینسا

از آن چه می خواستم هیچ برای من برای دل من نصیبم نشد و تنها دل به قدمهای آرام تو روی ساحل خشک قلبم دادم . . . دریایم شو و ساحلم را خیس کن